معنی دستپیرا
6 بازدید
[ دَ ] (ن مف مرکب) پیراییده با دست. پیراسته با دست. پرداخته. به دست صیقلی شده. براق. زدوده : که چون آهن دست پیرای تو پذیرای صورت شد از رای تو.نظامی.
کلمات همقافیه با «دستپیرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر