معنی دست‌پرور

معنی دست‌پرور

7 بازدید
[ دَ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) دست پرورد. دست پرورده. پرورش یافته از دست. (غیاث). پرورش یافته به دست، مثل طفلی را که دایه اش باشد گویند: این دست پروردهٔ اوست. (آنندراج). آنکه تحت تربیت دیگری قرار گرفته باشد. مُربّی ََ: همه را دید دست پرور ناز دست از آیین جنگ داشته باز.نظامی. تیرش تمام سینه پسند است و دل نشین این غمزه دست پرور طرف کلاه کیست. قدسی (از آنندراج). || (نف مرکب) پرورنده به دست. مربی. آنکه تربیت دیگر کس کند.

کلمات هم‌قافیه با «دست‌پرور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید