معنی دستوا
7 بازدید
[ دَسْ تْ ] (اِخ) نام قریه ای به اهواز و نسبت بدان دستوائی و دستوانی است و جامه های دستوانی منسوب بدانجاست. کوره ای است از کوره های اهواز. (تهذیب التهذیب). از آنجاست ابوبکر حشام بن ابی عبداللََّه البکری البصری الدستوائی. (عیون الاخبار ج ۲ ص ۲۸۸ حاشیه). و رجوع به عقد الفرید ج ۷ ص ۲۸۵ شود. نام محله ای است به شوشتر که نعمتی خانه باشد، گویند عربی است و شاید فارسی مخفف دستوار باشد و آن به معنای عصای دست پیران، چه آن محله بسبب وفور عصا نگهدارنده نام آن شهر است، و یا مخفف دستواره است به معنی دست مانند، چه آن محله بمنزلهٔ دست و بازوست در کار زراعت، و یا مخفف دستوانه است به معنی صدر مجلس و مسند و آن محله نیز صدر شهر است به اعتبار بودن سادات و علما و صدور در آنجا. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی).
کلمات همقافیه با «دستوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر