معنی دسته دادن
6 بازدید
[ دَ تَ / تِ دَ ] (مص مرکب) گنبد گل دادن. مجموعهٔ فراهم آمده از چیزی در اختیار کسی گذاردن چنانکه مجموعه ای از گلها یا ریاحین و غیره : یکی دسته دادی کتایون بدوی ازو بستدی دستهٔ رنگ و بوی.فردوسی. بدخو جهان ترا ندهد دسته تا تو ز دست او نشوی رسته.ناصرخسرو. || زنهار و امان و خط امان و فرمان دادن : نیست از من عجب که گستاخم که تو دادی به اولم دسته.رودکی. رجوع به دسته در معنی گستاخ و معنی یار و یاور شود.
کلمات همقافیه با «دسته دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر