معنی دستهکلید
6 بازدید
[ دَ تَ / تِ کِ ] (اِ مرکب) مجموعه ای از کلیدها به رسنی یا حلقه ای از فلز. مجموع کلیدهای خانه یا سرایی در حلقه یا ریسمانی. عده ای کلید بر حلقهٔ فلزین یا بندی. صاحب آنندراج گوید تحویلداران چند کلید را دسته کرده نگاه می دارند. مجموعهٔ فراهم آمده از کلیدها در حلقه یا رسنی : بهار دسته کلید از بغل برون آورد ز واشدن در ما را خدا نگه دارد. ملامقیم جوهری.
کلمات همقافیه با «دستهکلید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر