معنی دستهدار
15 بازدید
[ دَ تَ / تِ ] (نف مرکب) دارای دسته. دارای قبضه. که جای گرفتن و برداشتن دارد چنانکه در ظروف و برخی آلات و ابزارها. مقابل بی دسته. - طای دسته دار؛ طای مطبقه. طای مؤلف. || دارای گروه و طایفه. که جمعیت و افرادی در اطاعت و فرمان دارد. || سپهبد و سرلشکر. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دستهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر