معنی دستهبندی
8 بازدید
[ دَ تَ / تِ بَ ] (حامص مرکب) گرد کردن. فراهم کردن. بهم پیوستن. || به دسته کردن. دسته بستن. به قسمتهای منظم تقسیم کردن. || تعصب. تحزب. گروه گروه کردن. - دسته بندی کردن؛ دسته بستن. - || به گروهها و حزبها منقسم ساختن. - || طبقه بندی کردن. و رجوع به دسته بستن شود.
کلمات همقافیه با «دستهبندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر