معنی دستنبوی
7 بازدید
[ دَ تَمْ ] (اِ مرکب) دست انبوی. دستنبویه. دستنبو. شمام. شمامه. گلوله ای که از اقسام عطریات سازند و پیوسته در دست گیرند. آنچه از لخلخه و خوشبوی که آن را به دست توان گرفت. (برهان). دستبوی. (معارف بهاء ولد ص ۱۲۷). رجوع به دستنبو و دست انبوی شود. || هر میوه که بجهت بوئیدن به دست گیرند عموماً و نباتی باشد گرد و کوچک و الوان شبیه به خربزه خصوصاً. (برهان).
کلمات همقافیه با «دستنبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر