معنی دستمال شدن
7 بازدید
[ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) دست مالیده شدن : که امروز الفاظ القاب دسمال شده است. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۱۷۳). - دستمال شده؛ چیزی خشک شده که به مالش دست پوست آن بریزد چنانکه خوشه های گندم.
کلمات همقافیه با «دستمال شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر