معنی دستقلم
6 بازدید
[ دَ قَ لَ ] (ص مرکب) مقطوع الید، یعنی دست بریده. (آنندراج).[ دَ قَ لَ ] (ص مرکب) کتابت کننده و نویسنده. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دستقلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر