معنی دستسای
5 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) دست ساینده. || نکته گیر: قلم درکش به حرف دست سایم که دست حرف گیران را نسایم.نظامی.
کلمات همقافیه با «دستسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر