معنی دستروا
6 بازدید
[ دَ رَ ] (ص مرکب) ممکن. مجاز. مختار. مسلط: بنگرید از سر عبرت دم خاقانی را که بدین مایه نظر دست روائید همه.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دستروا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر