معنی دستدسی
5 بازدید
[ دَ دَ ] (ص نسبی) در تداول، سرسری. سطحی. || بیهوده. بی جهت. دستی دستی. رجوع به دستی دستی شود. || (حامص مرکب) دس دسی. خطابی کودکان نوپا و تازه به راه رونده را توأم با زدن کف دستها بر هم: دستدسی باباش میاد با جیب پر قاقاش میاد. و رجوع به دسدسی شود.
کلمات همقافیه با «دستدسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر