معنی دستخوان
10 بازدید
[ دَ خوا / خا ] (اِ مرکب) سفره و دستار خوان. پیش انداز. دستار خوان. (از برهان) (از آنندراج): در سرای ملوک دست نیاز سنت نان و دست خوان برداشت . کمال الدین اسماعیل (از جهانگیری). و رجوع به دستار و سفره شود. || پیشگیر. سینه بند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دستخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر