معنی دستخشک
8 بازدید
[ دَ خُ ] (ص مرکب) مقابل دست چرب. || بخیل. ممسک. که چیزی از دست وی نتراود و نفعی و فایدتی و مددی از او به کس نرسد.
کلمات همقافیه با «دستخشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر