معنی دستجرده
7 بازدید
[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های وره قم. (از تاریخ قم ص ۱۳۸).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) مزرعهٔ انجیله است و انجیله از ده های وزواه قم است. (از تاریخ قم ص ۱۳۹).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های طسوج الدور قم. (تاریخ قم ص ۱۱۷).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های رستاق خوی به قم. (تاریخ قم ص ۱۱۸).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های طسوج جهرود قم. (تاریخ قم ص ۱۱۹).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های رستاق فراهان قم. (تاریخ قم ص ۱۱۹).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های دوراخر قم. (تاریخ قم ص ۱۴۱).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) از ده های الجبل قم. (از تاریخ قم ص ۱۳۶).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کزاز بالا بخش سربند شهرستان اراک. واقع در ۱۸هزارگزی شمال خاوری آستانه و ۱۰هزارگزی راه مالرو عمومی، با ۴۸۷ تن سکنه، آب آن از قنات و رودخانهٔ هفته و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان آشتیان بخش طرخوران شهرستان اراک. واقع در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری طرخوران و ۱۲هزارگزی راه مالرو عمومی، با ۳۷۵ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان طارم بالا بخش سیردان شهرستان زنجان. واقع در ۴۲هزارگزی شمال باختری سیردان و متصل به راه مالرو عمومی طارم و جنوب قزل اوزن، با ۳۶۰ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۱۳هزارگزی شمال باختری صحنه و کنار رودخانهٔ کنگرشاه. با ۳۲۵ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ کنگرشاه و راه آن مالرو است. این ده در دو محل بفاصلهٔ یک هزار گز واقع و به دستجردهٔ علیا و سفلی مشهور است و سکنهٔ علیا ۹۱ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ دَ جِ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگه شهرستان گلپایگان واقع در ۱۰هزارگزی شمال خاوری گلپایگان و ۴هزارگزی خاور راه مالرو امامزاده ابراهیم به قلعه کان، با ۳۷۴ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و چاه و راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «دستجرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر