معنی دستجة
7 بازدید
[ دَ تَ جَ ] (معرب، اِ) معرب دستهٔ فارسی است. ج، دساتج. (از منتهی الارب) (از مهذب الاسماء). مأخوذ از دستهٔ فارسی. آغوش. (ناظم الاطباء). دسته. (منتهی الارب). «حزمة» و بسته و دسته. (از اقرب الموارد). || دسته: دستجهٔ هاون؛ دستهٔ هاون : و أصله (اصل لوف)... یشبه دستجة الهاون. (قانون ابوعلی سینا چ طهران ص ۲۰۴ مفردات). || ظرف بزرگ از شیشه و زجاج. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دستجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر