معنی دستبوی
6 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) آنچه از جنس میوهٔ خوشبوی و لخلخه و عطر بدست دارند بوئیدن را. (شرفنامهٔ منیری). دستبویه. و رجوع به دستبویه شود.
کلمات همقافیه با «دستبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر