معنی دستبانه
7 بازدید
[ دَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) دستوانه. دستانه. دستوان. دستکش. (ناظم الاطباء). دستکش چرمین که بازداران بدست کنند تا از آسیب چنگال باز مصون مانند. || موزه. (آنندراج). || سِوار. دستانه و دستینهٔ زنان. (ناظم الاطباء). || (در ندافی) محبض. مندف. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دستبانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر