معنی دستاسین
6 بازدید
[ دَ ] (ص نسبی) (از : دست + اس +ین) منسوب به دستاس. آنچه با دست آس کنند و خرد و ریز نمایند مانند آرد. - نان دستاسین؛ نان که آرد آن با آسیای دستی تهیه شود: در غریبی نان دستاسین و دوغ به که در دوزخ زقوم و خون و ریم. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «دستاسین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر