معنی دستابزار
6 بازدید
[ دَ اَ ] (اِ مرکب) دست افزار. دست اوزار. ابزار دست و آلت و ادات و اسباب. (ناظم الاطباء): آهن از سنگ بدر آورد [ هوشنگ ] و از آن آلات ساخت و دست ابزار درودگری و درخت فرمود بریدن... (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۲۷).
کلمات همقافیه با «دستابزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر