معنی دسار

معنی دسار

6 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) میخ آهن. (منتهی الارب ). میخ آهنین. (دهار). میخ. و گویند آن میخی آهنین است که دو سر تیز دارد و دو تخته را بوسیلهٔ فروکردن دو سر آن به یکدیگر متصل سازند. (از اقرب الموارد): رفعها بغیر عمد یدعمها و لا دسار ینتظمها. (علی (ع)، از اقرب الموارد). علم ناموزی و لشکر سازی از غوغا همی چون چنینی بی فسار و بادسار ای ناصبی. ناصرخسرو. || ریشه از لیف خرما یا رسن از آن که بدان تخته های کشتی را استوار کنند. (منتهی الارب ). لیف که تختهٔ کشتی بدو استوار کنند. (دهار). ریسمان از جنس لیف که تخته های کشتی را بدان بندند. (از اقرب الموارد). ج، دسر [ دُ / دُسُ ]. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
[ دَسْ سا ] (اِ) لغتی است در دستار به لهجهٔ شوشتری. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). و رجوع به دستار شود. - دساربندان؛ لغتی است در دستاربندان به لهجهٔ شوشتر. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). رجوع به دستاربندان در ردیف خود شود. - دسارخوان؛ لغتی است در دستارخوان به لهجهٔ شوشتر. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). رجوع به دستارخوان در ردیف خود شود.

کلمات هم‌قافیه با «دسار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید