معنی دساتیر
7 بازدید
[ دَ ] (ع، اِ) جِ دُستور. (اقرب الموارد) (غیاث). دساتر. (منتهی الارب ): و در دفاتر قوانین و دساتیر دواوین مثبت و مقنن گشت. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی ص ۵۰). فرمود تا به تمامت ممالک یرلیغی نویسند به یک عبارت و در هر ولایت سواد آن بر دفاتر و دساتیر ثبت گردانند. (تاریخ غازان خان ص ۲۵۶). رجوع به دستور شود.[ دَ ] (اِخ) دساتیر آسمانی. نام کتابی است که ملافیروز نام از ایران به هند برده و ترویج کرده و این کتاب ظاهراً در زمان شاه عباس اول جعل شده است، صد سال پیش از ملا فیروز. شاید جعل آن به زمان اکبرشاه (۹۶۳-۱۰۱۴ هـ . ق.) در هند باشد و این کلمه به معنی کتاب آسمانی از مجعولات خود کتاب دساتیر است. (یادداشت مرحوم دهخدا). مجعول کتابی در دوران سلطنت اکبرشاه در قرن دهم هـ . ق. بدست شخصی بنام آذرکیوان فراهم شده است و آنرا به پیغمبری مجعول از ایران باستان بنام ساسان پنجم نسبت داده و خود آنرا ترجمه و تفسیر کرده است. این کتاب بعدها بطبع رسید و مایهٔ گمراهی فرهنگ نویسان شد و لغات ساختگی آن از راه فرهنگها در شعرهای شاعرانی مانند شیبانی و ادیب الممالک و فرصت راه یافت و غلطهای تاریخی آن نیز وارد تاریخ دوران قاجار شد. بعضی از لغات دساتیری امروز در میان فارسی زبانان رواج دارد. (از دایرة المعارف فارسی). رجوع به مقالهٔ مرحوم پورداود در مقدمهٔ همین لغت نامه و نیز به فرهنگ ایران باستان و مزدیسنا شود.
کلمات همقافیه با «دساتیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر