معنی دز پسر عماره
7 بازدید
[ دِ زِ پِ سَ رِ عَ مْ ما رَ ] (اِخ) شهرکی است [ به ناحیت پارس ] اندر وی حصاری بر کران دریای اعظم است و جای صیادان است و منزل بازرگانان است. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۳۱).
کلمات همقافیه با «دز پسر عماره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر