معنی دزگاه
7 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) دستگاه. (ناظم الاطباء).[ دِ ] (اِ مرکب) قلعه. قلعه جای : کلات دیهی کوچک باشد و بیشتر بر کوه باشد چون دزگاهی. (فرهنگ اسدی).[ دِ ] (اِخ) به فارسی نام محلی بوده در قدیم الایام معروف و به حصانت موصوف اما اکنون نامی از آن باقی است. (از انجمن آرا) (از آنندراج).[ دِ ] (اِخ) ده مرکز دهستان دزگاه بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد، با ۲۴۳ تن سکنه. واقع در ۱۰۵هزارگزی جنوب غربی فیروزآباد و کنار راه عمومی دهرم به پس رودک. آب از رودخانهٔ قره آغاج و چاه و راه آن مالرو و صعب العبور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ دُ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های هفتگانهٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد. حدود و مشخصات آن بقرار زیر است: از شمال به دهستان اربعهٔ پائین (سفلی) از خاور به ارتفاعات جنوبی اربعه و دارالمیزان از جنوب دهستان های جم و زیر از باختر به ارتفاعات و دهستان شنبه. این دهستان در جنوب باختری بخش واقع و زمین آن جلگه ولی اطراف آن را ارتفاعات متعدد فراگرفته است و رودخانهٔ فیروزآباد و رودخانهٔ قره آغاج در شمال باختری آن با هم یکی شده و بنام رودمنه وارد شهرستان بوشهر میگردد. آب مشروب آن از چاه و آب زراعت از رودخانه میباشد. این دهستان از چهارآبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود ۸۵۰ تن است و قرای مهم آن دولت آباد و دزگاه که مرکز دهستان است میباشد. طایفهٔ جعفربیگلو از ایل قشقائی در این دهستان قشلاق میکنند و راه ارتباطی آن مالرو و صعب العبور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «دزگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر