معنی دزکشی
6 بازدید
[ دُ کَ / کِ ] (حامص مرکب) به معنای دزکاری است. (از لغت محلی شوشتر - خطی). رجوع به دزکاری شود.[ دُ کُ ] (حامص مرکب) گوسفندکشی را گویند که قصابان بی خبر مستأجر کشند و به مردم فروشند، یا آنچه مستأجر از ایشان می گیرد به او ندهند. (لغت محلی شوشتر -خطی). || کنایه از طبیبی که تازه روی کار آمده و بی وقوف در گوشه و کنار معالجهٔ مرض کند. (لغت محلی شوشتر - خطی).
کلمات همقافیه با «دزکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر