معنی دزمار
7 بازدید
[ دُ / دِ زْ زَ ] (اِخ) نام جایی است به آذربایگان که کان سرب و لاجورد در آنجا بوده و لاجورد را بدو نسبت داده لاجورد دزماری می گفتند. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). دژ استواری واقع در نواحی آذربایجان در نزدیکی تبریز. (از معجم البلدان ). ولایتی است در شمال تبریز کمابیش پنجاه پاره دیه بود و دوزال و کوردشت و قولان و هرار و خور واثق از معظمات آن. هوایش معتدل است به گرمی مایل و آبش از آن جبال برمیخیزد و فضلابش در ارس میریزد. حاصلش غله و پنبه و میوه به همهٔ انواع می باشد و پیشتر از همه جا رسد و نوباوهٔ تبریز از آنجا باشد. حقوق دیوانیش چهل هزار و هشت صد دینار است. (نزهةالقلوب مستوفی مقاله ۳ ص ۸۸).
کلمات همقافیه با «دزمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر