معنی دزدگیر
5 بازدید
[ دُ ] (نف مرکب) دزدگیرنده. گیرندهٔ دزد. دستگیرکنندهٔ دزد. کسی و یا چیزی که دزد را می گیرد و نگاه میدارد. (ناظم الاطباء). || شحنه و نظرباز که شناختن و گرفتن دزد در عهدهٔ اوست. (آنندراج): فلک دزد و ماه فلک دزدگیر به هم هردو افتاده در خم تیر.نظامی. اگر دزد برده برآرد نفیر برد دست او شحنهٔ دزدگیر. نظامی (از آنندراج). همه مارند و مور میر کجاست مزد گیرند دزدگیر کجاست.اوحدی. معاونین داروغه در تذکرة الملوک احداس خوانده میشوند... به این ترتیب: عسس باشی و دزدگیر و شبگرد و سلطان اللیل ذکر و تأیید میشود. (سازمان اداری حکومت صفوی ص ۱۵۳). و رجوع به دزدبگیر شود. || (اِ مرکب) آلتی برقی که در اتومبیل نصب کنند و چون دزد درصدد بازکردن در و براه انداختن اتومبیل برآید به صدا درآید و از عمل دزدی بیاگاهاند.
کلمات همقافیه با «دزدگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر