معنی دزدک
6 بازدید
[ دُ دَ ] (اِ مصغر) مصغر دزد. دزد کوچک. دزد خرد. - آب دزدک. رجوع به همین عنوان در ردیف خود شود. - آفتاب دزدک. رجوع به همین عنوان در ردیف خود شود.[ دُ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فومن. واقع در ۲هزارگزی باختر فومن و ۱۵هزارگزی شمال راه فرعی فومن به ماسوله با ۲۷۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دُ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چلندر بخش مرکزی شهرستان نوشهر. واقع در ۱۶هزارگزی خاور نوشهر و کنار راه شوسهٔ نوشهر به المده، با ۲۲۰ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ محلی دزدک است. و آثار قلعه خرابهٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به دزدین شود.[ دُ دَ ] (اِخ) دهی است از بخش رامیان، که مشهور به دزدین می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به دزدین شود.
کلمات همقافیه با «دزدک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر