معنی دزدانیدن
6 بازدید
[ دُ دَ ] (مص) دزدیدن کنانیدن. دزدیدن فرمودن. (ناظم الاطباء). بدزدیدن دادن. (از تحفهٔ اهل خراسان) (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دزدانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر