معنی در و نسل

معنی در و نسل

7 بازدید
[ دَرْ رُ نَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) در این مورد به دال مهمله و در مثنوی نیکلسن «ذر و نسل» به ذال معجمه آمده و در همهٔ این موارد معنی بچه و فرزند می دهد و مرادف است با تعبیر «زاد و ولد» و «زه و زای» و «زاد و رود». و در عربی به معنی شیر است که مجازاً به معنی اولاد استعمال شده است. (تعلیقات فروزانفر بر معارف بهاءولد): هرکه در جهان فضلی و هنری و صنعتی و شجاعتی و... دَری و نسلی [ می ورزد ] از بهر آن می ورزد تا خلقی را مسخر خود کند. (معارف بهاءولد ج ۲ ص ۳۴). ترک و عجم و هند و روم. ترک اگر به هند افتد زن و شوی و از آن در و نسل شوند و بیکدیگر دهند همه شکل هندوان گیرند... چنان که ترکی ماه رو به هند پیوندد و در و نسل کند در در و نسل او نور و فر ترکی نماند و نه شجاعت ایشان و صفت جهان گیری. (معارف بهاءولد ج ۲ ص ۶۳ و ۶۴).

کلمات هم‌قافیه با «در و نسل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید