معنی در سفتن
5 بازدید
[ دُ سُ تَ ] (مص مرکب) سوراخ کردن در. سنبیدن مروارید. || کنایه از سخن نغز گفتن. (انجمن آرا) (آنندراج): غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را. حافظ. هر ترانه ترانه ای می گفت هر نسفته دری دری می سفت.نظامی. || کنایه از ازالهٔ بکارت کردن. (انجمن آرا) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «در سفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر