معنی در باغی
8 بازدید
[ دَ رِ ] (ص نسبی، اِ مرکب) چیزی که به باغبان دهند گاه ورود به باغ. پولی که برای اذن دخول در باغی میوه دار یا تفرجی دهند. پولی که برای ورود به باغ تفرج یا میوه دهند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «در باغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر