معنی دری گوی
7 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) دری گو. دری گوینده. گوینده به زبان دری. کسی که به زبان دری تکلم کند. متکلم به دری. که به دری سخن گوید. شاعری که به زبان دری شعر سراید. و رجوع به دری شود.
کلمات همقافیه با «دری گوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر