معنی درینگ
6 بازدید
[ دِ ] (اِصوت) حکایت یک بارآواز برخورد چیزی به چیزی فلزی یا شیشه ای یا طنین شکستن ناگهانی جسمی شیشه ای یا بلوری. آوازی که ا ز تصادم مضارب یا ناخن با ساز ایجاد شود. جرینگ. - درینگ درینگ؛ حکایت مکرر آواز برخورد چیزی به جسمی فلزی یا شیشه ای و طنین شکستن پیاپی بلور یا شیشه درینگ و درینگ، جرینگ جرینگ. و رجوع به جرینگ شود.
کلمات همقافیه با «درینگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر