معنی واژه دریغ کردن
7 بازدید
[ دِ / دَ کَ دَ ] (مص مرکب) دریغ داشتن. مضایقه کردن. ندادن چیزی یا از چیزی به کسی. کوتاهی کردن. خویشتن داری کردن. امتناع و مخالفت کردن. منع کردن. (یادداشت مرحوم دهخدا). انکار کردن و رد کردن و امتناع نمودن و بازداشتن و ترک کردن و دور کردن. || زاریدن و ناله کردن و افسوس کردن. || رحم کردن. || حسرت داشتن. (ناظم الاطباء).