معنی درید
8 بازدید
[ دُ رَیْ ] (ع ص مصغر) مصغر است أدرد را مرخماً. (منتهی الارب ). به معنی تقریباً بی دندان. (ناظم الاطباء). رجوع به أدرد شود.[ دُ رَ ] (اِخ) ابن صِمَّهٔ جشمی بکری، مکنی به ابوقرة. یکی از فرسان و شعرای عرب و از امرای سپاه کفار در غزوهٔ حنین. و از دلاوران قبیلهٔ هوازن بشمار میرفت و رئیس بنی جشم بود و تقریباً در یک صد جنگ شرکت کرد و در هیچ کدام نگریخت. درید در عهد اسلام نیز می زیست ولی اسلام نیاورد و در سال هشتم هجرت در غزوهٔ حنین به دست ربیعةبن رفیع سلمی به قتل رسید. دیوان او را ابوسعید سکری و ابوعمرشیبانی و اصمعی گرد کرده اند. (از الفهرست ابن الندیم) (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۶). و رجوع به مآخذ ذیل شود: الاغانی و خزانهٔ بغدادی و الروض الانف و حبیب السیر چ تهران ج ۱ ص ۱۴۶ و موشح ص ۱۸ و ۴۱ و ۴۵ و البیان و التبیین ج ۱ و امتاع الاسماع ج ۱ و العقد الفرید ج ۱ و ۳ و ۶ و عیون الاخبار ج ۴ و بلوغ الارب آلوسی ج ۲ صص ۱۳۴ -۱۳۷.
کلمات همقافیه با «درید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر