معنی دریای متوسط
5 بازدید
[ دَرْ یِ مُ تَ وَسْ سِ ] (اِخ) بحر متوسط. بحرالروم. دریای فلسطین. دریای بزرگ. (از قاموس کتاب مقدس). دریای مدیترانه. و رجوع به دریای مدیترانه شود.
کلمات همقافیه با «دریای متوسط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سط» برای سرودن شعر