معنی دریای قلزم
4 بازدید
[ دَرْ یِ قُ زُ ] (اِخ) دریای احمر. بحر احمر. دریای سرخ. دریای سوف. دریای فیمابین. آسیا و آفریقا: خود خاتم بزرگ سلیمان بدست تست کانگشت کوچک تو چو دریای قلزم است. خاقانی. رجوع به بحر احمر ذیل بحر و به قلزم (دریای...) و قاموس کتاب مقدس شود.
کلمات همقافیه با «دریای قلزم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زم» برای سرودن شعر