معنی دریای سفید

معنی دریای سفید

5 بازدید
[ دَرْ یِ سَ / سِ ] (اِخ) دریای سپید. بحر ابیض. رجوع به بحر ابیض ذیل بحر شود.
[ دَرْ یِ سَ / سِ ] (اِخ) به لهجهٔ روسی «بلویه موره» شاخابهٔ دریای بارنتس به شمال قسمت اروپائی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، طولش حدود ۵۹۰ کیلومتر و وسعتش حدود ۹۰۰۰۰ کیلومتر مربع. عمق متوسط ۸۹ متر و منتهای عمق حدود ۳۳۰ متر است و رود دوینای شمالی به خلیج دوینا و رود اونگا به خلیج اونگا از این دریا می ریزند جزایر لاوتسکی در مدخل خلیج اونگا است. بندر آرخانگلسک نزدیک مصب دوینای شمالی است. در لنینگراد بوسیلهٔ شبکه ای از کانالها با دریای بالتیک مرتبط است و در زمستان یخ شکن ها قسمتی از آن را از یخ پاک می کنند. (از دائرةالمعارف فارسی ).

کلمات هم‌قافیه با «دریای سفید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید