معنی دریای حامله
7 بازدید
[ دَرْ یِ مِ لَ / لِ ] (اِ مرکب) کنایه از دریای مروارید. (آنندراج). دریایی که در آن صید مروارید می کنند. (ناظم الاطباء). || کنایه از شراب بواسطهٔ نشاطی که در اوست. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). دریای سائله. و رجوع به دریای سائله شود.
کلمات همقافیه با «دریای حامله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر