معنی دریایک
6 بازدید
[ دَرْ یَ ] (اِ مصغر) دریاچه. دریاژه. دریاهک. دریااک : اندر وی [ مملکت روم ] دریایکهای خرد است و کوهها و حصارها. (حدود العالم). از بعضی متقدمان حکایت است که آبه دریا یکی بوده است... و قم و ساوه در آن حال هر دو دریا یکی بودند. (تاریخ قم ص ۷۹). از عجایب قم نمکستانی است که به فراهان است به قرب فارجان و آن مانند دریایکی است... مجموع آبهای آن مواضع بدان دریایک روانه گردانند. (تاریخ قم ص ۸۸).
کلمات همقافیه با «دریایک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر