معنی دریاگرفتگی
7 بازدید
[ دَرْ گِ رِ تَ / تِ ] (حامص مرکب) حالت دریاگرفته. حالت تهوع در سفر دریا، مثل کوه زدگی. (یادداشت مرحوم دهخدا). دریازدگی. بحار. سَدَر. هُدام. و رجوع به دریا زدگی شود.
کلمات همقافیه با «دریاگرفتگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر