معنی دریاوار
5 بازدید
[ دَرْ ] (ص مرکب) چون دریا. دریافش. بحرسان : جواهر تهنیت نثار کرد بر دست دریاوار و بازوی نهنگ کردار... (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۹).
کلمات همقافیه با «دریاوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر