معنی دریافت کردن
7 بازدید
[ دَرْ کَ دَ ] (مص مرکب) گرفتن. اخذ کردن. به خود واصل کردن. اخذ. وصول. قبض چنانکه وجهی را. مقابل پرداخت کردن. رسید. واصل شدن. استاندن. (یادداشت مرحوم دهخدا). || تمیز دادن. فهمیدن. معلوم کردن. (ناظم الاطباء). || نگریستن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دریافت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر