معنی دریاضمیر
6 بازدید
[ دَرْ ضَ ] (ص مرکب) دریادل : من آن خاقانی دریاضمیرم کز ابر خاطرش خورشید برقست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «دریاضمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر