معنی دریابیگی
5 بازدید
[ دَرْ بَ ] (حامص مرکب) دریابگی. شغل دریابیگ. سمت و رتبهٔ دریابیگ. امیرالبحری. دریاسالاری. || (اِ مرکب) رئیس کشتی ها. (یادداشت مرحوم دهخدا). || عنوان بعضی از افسران و دریاسالارهای نیروی دریائی در دولت عثمانی، در ایران در عهد قاجاریه حاکم و فرمانروای بنادرجنوب ایران عنوان دریابیگی داشت از آن جمله بوده است میرزا حسنعلیخان حاکم بوشهر که در وقایع جنگ ایران و انگلیس و فتح بندر بوشهر به دست انگلیسها اسیر شد (۱۲۷۳ هـ .ق.) در همان سال بندر بوشهر و دشتی و دشتستان را از فارس منتزع کردند و به احمدخان عمیدالملک نوائی دادند و او را دریابیگی خواندند. (از دائرةالمعارف فارسی ).
کلمات همقافیه با «دریابیگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر