معنی دریابند
9 بازدید
[ دَرْ بَ ] (اِ مرکب) به معنی سنار و آن تنک آبی را گویند از دریا که تهش نمایان باشد و گل داشته باشد تا کشتی بر آن بند شود و بایستد و نگذرد. (آنندراج). || بندر و کشتی گاه. (ناظم الاطباء). || کارخانه ای که در آن کشتیها را تعمیر می کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دریابند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر