معنی درگهی
6 بازدید
[ دَ گَ ] (ص نسبی) منسوب به درگه. درگاهی. - مرکب درگهی؛ اسب نوبتی. اسب تربیت شده و لایق سواری درباریان : شیخ کامل بود و طالب مشتهی مرد چابک بود و مرکب درگهی.مولوی.
کلمات همقافیه با «درگهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر