معنی درکون
7 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) ترک بند و تسمهٔ زین که بواسطهٔ آن هر چیزی را در ترک اسب بندند. (ناظم الاطباء). || جوالیقی در المعرب (ص ۱۵۳) از قول ابوحاتم گوید اهل مکه کفل و سرین استر را دَرْکون گویند و بر دَراکین جمع بندند، و آن معرب از فارسی دَرِکون است به معنی «باب الاست». || بالای در. (ناظم الاطباء). || سکوی نشیمن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درکون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر